عبدالله مستوفى
497
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كه تا اين حاكم بر سر كار بود ، براى اينكه مردم حساب ببرند ، هرچندى يك بار برادر خود را دراز ميكرد . « 1 » مگر اينكه دولت و سفارت انگليس را ، مثل برادر كوچك و سردار سپه را مانند اين حاكم تصور كنيم ، و الا اين منطق با هيچ قاعدهء عقلى تناسب ندارد كه انگليسها براى پيشرفت سردار سپه ، به ضرر حيثيتى خود اقدام كنند ، و او را براى اين منظور ، به اين بىنزاكتى ، نسبت به خود وادار نمايند . در هرحال سردار سپه ؛ در اين اقدام كه نسبت بسفارت انگليس ، بر خلاف نزاكت و نسبت به اين دو زن ، جائرانه و نسبت بعدليه متجاوزانه بود ، در نزد تودهء مردم خيلى وجاهت تحصيل كرده ، همه در اين كار ، نه براى اجراى حد شرعى دربارهء دو نفر زن بىكسوكار بىمدافع ، بلكه براى شكستن ذيشوكتى سفارت انگليس ، كه سال گذشته كمى قبل از اين روزها ، اعلانات خود را در روزنامهها فرمان موسوم ميكرد ، به نظر تحسين ميديدند . زيرا شلاق خوردن اين دو زن ، در نظر آنها ، بمنزلهء شلاق خوردن اسمارت و بريجمن . و معنى اين عمل اين بود كه اگر اسمارت و بريجمن بموجب قوانين بين المللى مصونيت نداشتند ، براى حفظ انتظام ، آنها را هم تنبيه كرده ، و از مجازات دادن متجاوز كوتاه نمىآمده است . البته عامهء مردم ، از اينكه دولت آنها بقدرى قدرت پيدا كرده است ، كه سفارت انگليس را هم بلولئين مىكند ، بر خود باليده و خوشوقت بودند ، ولى در واقع اين عمل كه ناگزير سفارتخانههاى ساير دول ، در گزارش ماهيانهء خود ، بكشورهاى خويش نوشته و در همهء عالم منتشر شد ، دولت و ملت ايران را در انظار عالميان بر خلاف واقع دولتى متعصب و بىرحم و باريكبين و كمتمدن معرفى ميكرد . زيرا اين عمل به كارهاى دولت ابن سعود امير حجاز ، بيشتر از دولت ايران شباهت داشت ، و به همين جهت ، مردمان وزين و فكور اين طرز عمل را ، كه بخصوص نسبت بعدليه تجاوزكارانه تلقى مىشد ، نپسنديدند و شايد بعد از اينها ، اعليحضرت رضا شاه پهلوى هم در اين رفتار رضا خان سردار سپه ، به نظر رضا نديده و آن را خردهكارى بيهودهاى دانسته باشد . تحصن معدودى در سفارت روس براى روزنامهها ، كه از اعلان « قلم مىشكنم ! در حبس مىافكنم ! » روز 17 حوت عصبانى بودند ، اين وقعهء روز 18 وسيلهء حملهء تازهاى فراهم كرد . مخصوصا فرخى يزدى يكى دو رباعى ، در هجو اين عمل سرود ، و در روزنامهء خود منتشر نمود . يكى دو سه روزنامهء ديگر هم تأسى كردند . سردار سپه عصبى شده ، يكى دو نفر از آنها را گرفته تنبيه
--> ( 1 ) - براى تنبيهات بدنى كه سابقا معمول بود ، اكثر پاى محكوم را فلك ميكردند و براى اين كار ناگزير بايد او را دراز بخوابانند « دراز كردن » كنايه از تنبيه كردن است ولو به غير فلك كردن باشد . يك روز من از آقاى محمد عبده كه مدتى بود خدمتشان نرسيده بودم ، پرسيدم شما حالا در عدليه مشغول چه كاريد ؟ جواب دادند : « قاضى دراز ميكنم » و مقصودشان رياست محكمهء انتظامى بود .